تبليغاتX
جوانان اریائی

جوانان اریائی

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

این پایگاه اینترنتی محل ایجاد دوستی ها و مکانی پر از صمیمیت و جوانیست....امیدوارم در کنار هم و با هم بتوانیم این دوستی ها و رفاقت ها را در عمل نیز به کار بندیم...همه ما در یک جا با هم اشتراک سلیقه داریم و ان هم انتخاب مجله وزین جوانان امروز است...امیدوارم از خواندن مطالب ما که توسط نویسندگانی از سراسر ایران عزیز می باشد، لحظات خوب و خوشی را سپری کنید.

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
جوانان امروز
عمومی
از سر دل تنگی
مدیریتی
ورزشی

نویسندگان
مدیر وبلاگ: ذبیح - خرمشهر
رضا اولادی-قزوین
سحر- شهرضا
معصومه رحیمی- سبزوار
سوگند- ماهشهر
ارمغان زمان فشمی- تهران
مجید شجاعی- تهران
restles- ملایر
پوپک- شیراز
رویا - تهران
محسن - ابهر
نرسیس فیگو - بشرویه
دختر خورشید- تهران
سعید- اباده
علیرضا - شیراز

پیوندها
قزوین امروز
صدای و سیمای مرکز قزوین
دانشگاه بین المللی امام قزوین
سایت اطلاع رسانی استان قزوین
معلوم هنر دوست
مجهول
ارمغان زمان فشمی
دختر خورشید
نرسیس فیگو
سوگند
تو را من چشم در راهم
مجله جوانان امروز
رز قشنگ شادی....سلی
معصومه رحیمی
رویا
سحر
بر بلندای خیال ( حنانه)
ذبيح
سایه
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

موسیقی فقط ریتم برای خالی کردن نیست؛(چــرتها پاره شوند!!)

 

 

یه جای امن و راحته         یه تکیه گاه مهربون

یه ســـر پناه مطمئن که      می شناسیمش هممون

اونجا لبهای بسته مون       با خنده پر ثمرمی شه

تو سایه ســارخلوتش        خستگیها به درمی شه

هیچ جای دنیا واسمون      مث خونه صمیمی نیست

با هیچکسی مثل خونه       دوستیامون قدیمی نیست

پشت دیوارهرخونه         یه حادثه منتظره

                           تا خلوت پاکمونو              به باغ رویا ببره  (شادروان ناصر عبدالهی)

 

 

ای همیشه از تـو زنده لحظه های رفته بر باد!

 

توضیح :D

الان که اینو اضافه می کنم بامداد شنبه بیست و پنجم است؛ این متن را به تاریخش نوشته بودم واز ارسالش صرفنظر کردم که ممکنه لارس و میلاد و... بهشون بربخوره و منظورم درست گرفته نشه که بعد از نامه لارس به سردبیـر ،شجاع شدم!!

 

سـلام....سلام.

میگم این ترانه ها چیه جدیداً اجرا می کنن جوونا؟ حالا اینها هیچ،پشت کرده ن به هر چی ادبیات و شعر و موسیقی و احساس.مثلاً خیلی جدیده؟رپه؟(رپ:زخم زبون) ... بلانسبتِ ترانه، تو هوارهاشون"کیت" ؟و خیسکیت" ؟میارن که مثلاً چی ازش بفهمیم؟باشه گوش نمی دم؛چشم! هرچی شوما که بهت برخورده،بگی.

اما حرفهامو می گم،اینها به روح آدم ضربه می زنه.مثل گوشه تیزحلبی کنسرو فاسد روحی ،شخصیت رو خراش می ده. ما بچه بودیم یوسف گم گشته باز آید به کنعان و... می خوندیم؛ بچه های امروزی از ؟(قصد توهین به خاص ندارم) میخونن. موسیقی نه تنها رو آدم که رو مجردات هم تاثیر داره و بنده به نوع ترانه و آهنگ اعتراض ندارم بلکه به این اعتراض دارم که چرا به عنوان شنونده مختار،نشستیم که هرچی خواستن تو ذهن و گوشمون فرو کنند؟آدم خودش نوع برخورد رو تعیین می کنه و ما اجازه داده ایم قومی سردرگم به ما توهین کنن. یعنی چه که هرکس اون سر دنیا یه چیزی خوند ما اداشو این ور تو خونه خودمون بخونیم/ بشنویم؟(منظورم کارهای سبُک و مغایر فرهنگمونه)تبلیغ کنیم کارهای بد برای بچه های معصومی که قبل از شناختن خودشون دنبال پیدا کردن الگویی برای تبعیتند.

متاسفانه صدا و سیما شده جلوه های ویژه برای پیران!!! همراه با چنتا خواننده نذر کرده تلویزیون!

شبکه سه شده شبکه پیامکــباز وفدراسیون گزارشگران ورزش...همه چی منهای خیلی از نیازهای جوان!

توی عصر ما نه نصیحت نه کتاب و نه اینترنت به اندازه موسیقی سریع الوصول مفهوم و جذاب نیست و متاسفانه در و پیکری هم براش نیست.خونه جای امنه.خونه جای قدکشیدن ماست. چرا باید غریبه ها بی اجازه بیان توش سرک بکشن؟مگه همیشه اعتراض نکرده ایم که نمی خوایم اجانب بابامون باشن؟حالا چرا احساساتمون شده کالای مشترک ؟!

مخالف سبکهای جدید موسیقی نیستم وگرنه الان که گوش نمی کردم!مخصوصاً این ترانه ضد 300 که خیلی هم علی آقا قشنگ خونده"همه ماها سربازهای زیر پرچمیم نمی ذاریم از ما بگه هر اجنبی"

 از این تورّج فقط هدفم اینه :دوست دارم پشت حرفهایی که با ضرب و ساز می شنوم،سواد و شعور باشه! ایرانی باشه و ابهت مردمشو حفظ کنه.نه کومه چین مشتی فحش و حرفهای نامفهوم و زننده.نباید بذاریم تو دهکده جهانی، زبان شیرین فارسی حتی بین خودمون مهجور بشه. دیگه باید یاد بگیریم قشنگ بگیم و قشنگ بشنویم .

 

*من اگه "زبان فارسی"بودم به خودمون چی می گفتم؟

 

لطفاً در صورت امکان و دوست داشتید ــ تا سال دیگه!!!ــ در جواب این سوال احساستونو برام بنویسید.

ممکنه بصورت مطلبی در جوانان امروز چاپ بشه پس رفقاهرچی بگید بر له تون استفاده خواهد شد!!

دعا می کنم سرانجام وعاقبتِ آرزوهاتونو تو خواب ببینید تا تو بیداری تصمیمات بهتر و شادتر بگیرید .

سال 87 براتون از 86 بهاریتر و بهتر باشه و اگه دلی شکستم،حرفی زدم و دلخوری پیش آوردم تو این مدت، هرجور راحتین بهم اطلاع بدین یا ازم بگذرید!من که از کسی کینه ندارم(حتی تو رضا!؟!!؟!!)

 

 

                                                                     بامداد روز چهارشنبه15 اسفند86   

     سوگند 

 


نوشته شده توسط سوگند- ماهشهر در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:13 | لینک ثابت |